خبرها
کارشناس اجرای مخازن پالایشگاه آبادان: ساختن را دوست دارم/شغلمان هم خطرناک است هم پُراسترس
در سپیدهدمِ روزِ کاری، وقتی نورِ خورشید روی بدنه مخازن مینشیند و سکوتِ کوتاهِ پیش از هیاهویِ اجرا، فضا را پر میکند، همانجا مردی ایستاده که باور دارد هر مهره و هر جوش میتواند نگهبانِ یک زندگی باشد. امیرحسین محمدی، کارشناس اجرای مخازن پالایشگاه آبادان، ۴۷ ساله و دو فرزند دارد (دختر 18 ساله و پسر 9 ساله)؛ مردی که بیش از دو دهه است زندگیاش میان پروژه و خانه تقسیم شده، میان مسئولیتی که در میدان اجرا معنا پیدا میکند و دلتنگیای که همواره همراه اوست.
در این گفتوگو، امیرحسین فقط از سازهها نمیگوید؛ روایت او از سالهاییست که در پروژههای مختلف سپری شده، از سختیهای کارِ میدانی و دوری از خانواده، از خاطراتِ تلخِ حوادث و در کنار همه اینها، از عشقی که با وجود تمام فشارها هنوز به «ساختن» دارد.
چند سال است با شرکت طراحی و ساختمان نفت همکاری دارید؟
از پروژه پالایشگاه تهران با شرکت طراحی و ساختمان نفت آشنا شدم. پروژه پالایشگاه تهران که تمام شد، برای کار به عسلویه رفتم و در پروژههای مختلف در آن مطقه فعالیت داشتم. سال ۹۷ مجدداً به استخدام شرکت ODCC درآمدم و در پروژه آبادان مشغول به کار شدم. اینجا در پروژه آبادان کار اجرای مخازن را انجام میدهم که شامل تخریب و جمعآوری مخازن قدیمی و فرسوده، ساخت، تعمیرات و تست است. هم فعالیتهای در حال اجرا و هم مخازنی که قبلاً تخریب شدهاند، جزو مسئولیتهای من هستند.
دوری از خانواده را چطور تحمل میکنید؟
این دوری اصلاً راحت نیست و واقعاً سخت است. سالها از خانوادهام دور بودهام و در پروژههای مختلف کار کردم. این تنهایی و دوری از خانواده گاهی حین کار باعث استرس میشود. مجبوریم خودمان را کنترل کنیم تا بتوانیم طاقت بیاوریم و اجازه ندهیم ارتباطاتمان آسیب ببیند.
دوری از خانواده زمانی سختتر میشود که فشار کاری هم در کنار آن وجود داشته باشد، در چنین شرایطی باید بتوان اوضاع را مدیریت کرد تا در محیط کار مشکلی پیش نیاید. در طرف مقابل، زمانی هم که به خانه برمیگردیم، نباید استرس کار را به خانواده منتقل کنیم.
چقدر قبول دارید که بارِ اصلی زندگیِ مردان پروژهای به دوش همسرانشان است؟
یکی از دوستان پروژهای قبلاً تعریف میکرد، زمانی که استراحت به این صورت نبود و زمان زیادی داخل پروژه بودیم، بزرگ شدن بچههایمان را از کارنامههایشان متوجه میشدیم. قطعاً این بزرگتر شدن بچهها را فقط همسران ما مدیریت کردهاند. بعضاً پیش میآمد سه ماه یا بیشتر منزل نمیرفتیم.
به نظر خودتان شغلتان بیشتر خطرناک است یا پُراسترس و پُرچالش؟
فکر میکنم شغل ما هم خطرناک است و هم پُراسترس. استرس مربوط به مدیریت کاری است که انجام میدهیم، چون بهعنوان مسئول آنجا ایستادهایم و سلامت نفرات و آن کار باید طبق رویههای مشخص شده انجام شود. نکته دیگر سلامت نفرات است که اهمیت بالایی دارد. کلِ عملیات باید بهصورت اصولی اجرا شود تا اتفاقی برای هیچکس نیافتد و کار هم به نحو احسن انجام شود.
طیِ سالهایی که در پروژه کار کردید، اتفاق ناگواری برای خودتان یا همکارانتان پیش آمده است؟
برای خودم که خدا را شکر خیر ولی متاسفانه شاهد بودم که برای همکاران حادثه پیش آمده است. یکی از این حوادث مربوط به سقوط جرثقیل ۴۵۰ تنی پالایشگاه تهران بود که آقای مهندس طولابی و رحمانیان به رحمت خدا رفتند. یک حادثه هم در مخزن پالایشگاه تهران داشتیم که یکی از همکاران را از دست دادیم.
گفتید یک پسر نُه ساله دارید؛ اگر بخواهد مسیر و کار شما را ادامه بدهد، موافقید یا خیر؟
خودش که خیلی دوست دارد این عرصه را دنبال کند ولی با توجه به شرایط کاری سختی که دارم، بیشتر دوست دارم اگر وارد پروژه شد در زمینه طراحی و مهندسی کار کند تا فشار زیادی را به دوش نکشد. در این سن نه زانو دارم نه کمر، چون کلاً داخل پروژه ایستادهایم و شرایط کار سخت است.
اگر به چندسال قبل برگردید آیا مجدداً وارد پروژه میشوید؟
ساختن را دوست دارم؛ فعالیتی که یک چیز جدید پدید میآورد را دوست دارم. بله باز هم وارد کار پروژهای میشوم. با وجود تمام مسائلی که دیدهام و شنیدهام، هنوز هم این کار را دوست دارم.
در آخر صحبتی با مدیریت دارید؟
به همه مدیران در تمام جایگاههای مختلف خسته نباشید عرض میکنم و بسیار ممنونم که با این شرایط، این کارگاه را سرِپا نگه داشتهاند تا همه بتوانیم سفره زندگیمان را پربرکت کنیم.



